بهگزارش قدس آنلاین، حضور دوباره مقام ارشد پاکستانی در پایتخت ایران در دوراهی و نوسان مداوم کاهش و افزایش تنش با آمریکا، مورد توجه ناظران سیاسی قرار گرفته است؛ آن هم در روزی که سگ هار منطقه، در تجاوزی آشکار، به مناطقی در ضاحیه بیروت حمله کرد؛ دیروز، روز دو پیام بود؛ یکی مکتوب از سوی پاکستان؛ و یکی جنایتکارانه از سوی رژیم جعلی صهیونیستی.
وزیر کشور و دیگر مسئولان همسایه شرقی به عنوان میانجی، در ماههای اخیر سفرهای پینگپینگی فراوانی به تهران داشتهاند اما اینکه گفته شده «سیدمحسن نقوی» در مأموریت اخیرش حامل پیام مهمی برای رهبر معظم انقلاب بوده، بیشتر رخداد مذکور را زیر ذرهبین قرار داده است.
این نامه در جریان دیدار دیروز نقوی با عراقچی تحویل وزیر خارجه کشورمان شد؛ نامهای که برخی آن را از طرف پاکستان میدانند و عدهای هم اسلامآباد را گزینه و واسطه انتقال پیام ترامپ عنوان کردهاند. وزیر کشور پاکستان اما در دیدار با اسکندر مؤمنی همتای ایرانی خود درباره محتوای نامه چنین گفت: «اینجا هستم تا نامه ویژهای را از سوی فیلد مارشال ژنرال عاصم منیر فرمانده ستاد ارتش پاکستان و نخستوزیر شهباز شریف، درباره شرایط فعلی به آیتالله خامنهای تحویل دهم. فکر میکنم پیام مهمی باشد».
اسلامآباد در پی گرهگشایی
همزمان با این تحول، گمانهزنی درباره محتوای متن ارسالی افزایش یافته است. العربیه مینویسد: نقوی حامل پیامی به ایران در مورد موافقت آمریکا با کاهش تحریمهاست. عبدالله خلوف، خبرنگار این رسانه در جایی دیگر تأکید میکند پیام عاصم منیر تلاشی برای رسیدن به مرکز تصمیمگیری در تهران است و اسلامآباد همچنین تلاش میکند «پرونده لبنان» را از توافق احتمالی با واشنگتن جدا کند و آمادگی خود را برای کمک به ارتش لبنان در اعمال کنترل بر جنوب این کشور، پس از خروج عناصر حزبالله، اعلام کرده است.
این دست رسانهها مأموریت اسلامآباد را تسهیل امور در راستای امضای «یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا» تعبیر کردهاند. یکی از این رسانهها با تیتر «فرمول خلاقانه پاکستان چیست؟»، مقامات پاکستان را پشت متن ارسالی دانسته و مینویسد: «توافق بالقوه ایران و آمریکا اکنون به رفع توقف داراییهای ایران گره خورده است. این موضوع تعجبآور نیست. در دور نخست مذاکرات در اسلامآباد، برداشت عوامل دخیل در روند گفتوگوها این بود که در نهایت، طرف ایرانی به دنبال کسب منافع مالی دقیقی است که از نظر آزادسازی داراییها، رفع تحریمهای اقتصادی و هر اقدام دیگری در صورت امضای توافق بدست خواهد آورد. تقریباً دو ماه بعد، این مسئله همچنان نقطه بنبست باقی مانده است. ترامپ حاضر نیست بدون دریافت امتیازی که ارزش بیشتری نسبت به امتیاز مالی و اقتصادی او به جمهوری اسلامی دارد، هیچ وجهی را در اختیار تهران قرار دهد.
اینجا همان نقطه بنبست است و سفر نقوی که حامل پیام ویژهای است با هدف شکستن این بنبست انجام میشود. گزینه و راه میانه اسلامآباد شاید این باشد که بخشی از داراییهای بسته شده ایران در کشور سومی قرار داده شود که هم مورد اعتماد آمریکا باشد و هم مورد اعتماد ایران. سپس آزادسازی وجوه به پیشرفت در مسائل مورد مناقشه مشروط خواهد بود».
پیام هشدار یا روزنهگشایی ترامپ!
در سوی مقابل، طیف دیگری از رسانهها این گونه به جمعبندی رسیدهاند مرقومهای که مقام پاکستانی حامل آن بوده، «آخرین پیشنهاد و در واقع هشدار نهایی ایالات متحده» است که تحویل تهران میشود. این دست کارشناسان معتقدند مقامات پاکستانی به عنوان میانجی، تاکنون رفت و آمدهای زیادی به تهران داشته و به مقامات جمهوری اسلامی دسترسی داشتهاند و انتقال پیام مکتوب از سوی اسلامآباد آن هم برای رهبر معظم انقلاب چندان منطقی نیست، ازاینرو نقوی را باید واسطه انتقال پیام آمریکا به بالاترین مقام سیاسی ایران تلقی کرد.
پذیرش چنین دیدگاهی یک دنباله دارد، اینکه با کشدار شدن مذاکرات هستهای که به زد و خورد نظامی با جمهوری اسلامی هم منجر شده اما با پایمردی ایران، نتیجه دلخواه رئیس جمهور ایالات متحده را در پی نداشته، ترامپ از نمایندگان خود در حوزه سیاسی ناامید شده و با چنین ابتکاری امیدوار است روزنه جدید در مناسبات با تهران بگشاید. ناشیگری و کارنابلدی دیپلماتهای ایالات متحده یعنی جرالد کوشنر و استیو ویتکاف، دو تاجری که از مباحث ریز و فنی هستهای سر در نیاورده و این گونه میز مذاکره را تخریب میکنند، از همان ابتدا مورد اشاره مقامات تهران بود. حال اگر ترامپ پشت چنین مکاتبهای باشد، خواسته یا ناخواسته به گفتههای دیپلماتهای جمهوری اسلامی مُهر تأیید زده و البته این گونه تلاش دارد خود وارد گود ارتباطگیری مستقیم با تصمیمسازان تهران و سپس خروج از منجلاب جنگ شود.
نباید از یاد برد که ترامپ چنین رویکرد دیپلماتیکی (ارتباطگیری شخصی با رهبران) را در دوره نخست ریاست جمهوری خود هم تجربه کرد. وی با در پیش گرفتن استراتژی «مرد دیوانه» در ماههای ابتدای سکانداری کاخ سفید و ملقب کردن کیم جونگ اون به عنوان «مرد موشکی»، حملات لفظی تندی را علیه پیونگ یانگ کلید زد، ولی در نهایت با دست دادن و لبخند زدن با کیم مقابل دوربینها مدعی شد توانسته شخصاً مشکلات میان آمریکا و کره شمالی را حل کند؛ هر چند که رخدادهای بعدی این ادعا را زیر سؤال برد.
نوع عملکرد رئیسجمهور ایالات متحده چنین رویکردی را در قبال ایران هم تأیید میکند. ترامپ که در توییتهای خود معمولاً از عنوان رژیم جمهوری اسلامی استفاده میکرد، در چرخشی نرم و زیر پوستی دو هفته پیش برای نخستین بار عبارت کامل جمهوری اسلامی ایران را برای مخاطب قرار دادن کشورمان بهکار برد. او شامگاه پنجشنبه نیز در کنفرانس خبری کاخ سفید، دیدار رهبر ایران را مایه افتخار خود خواند. اما اگر نامه فعلی را از طرف ترامپ بدانیم باید به وی یادآوری کرد که اقدامش تکرار اشتباههای گذشته به جای تصحیح سیاست غلط در قبال ایران است. رئیس جمهور ایالات متحده در دوره نخست ریاست جمهوری شانس چنین ارتباطگیری با تصمیمسازان تهران را آزمود؛ تجربهای که در آن مردود شد. ماجرا این گونه بود که ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ و پس از اعلام خروج آمریکا از توافقنامه برجام، شینزو آبه نخست وزیر ژاپن مأمور دونالد ترامپ در انتقال پیام به تهران شد.
اما چنین اتفاقی با واکنش قاطع رهبر شهید آیتالله العظمی سید علی خامنهای روبهرو شد؛ جایی که آبه مجبور شد نامه مذکور را به جای روی میز زیر پای خود قرار دهد و ثبت این تصویر، بیآبرویی بزرگی برای کاخ سفید به بار آورد. حال هم تفاوتی نمیکند که نامه مذکور از طرف مقامات آمریکا و حاوی تهدیدها و یا ترسیم مسیر جدید برای بهبود روابط طرفین باشد؛ چرا که کاهش تنش وابسته به چنین کاغذبازیهایی نیست بلکه راهحل این است که آمریکا به خواستههای منطقی ایران تن داده و از زورگویی و قلدری دست بردارد.
خبرنگار: هدایت جاوید




نظر شما